رنک الکسا شما بروز شد : 0 وبلاگ ابراهیم مهدیزاده :: وبلاگ ابراهیم مهدیزاده

وبلاگ ابراهیم مهدیزاده

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
من محو خدایم و خدا آن من است    

هر سوش مجویید که در جان منست

سلطان منم وغلط نمایم به شما

گویم که کسی هست که سلطان منست

مولانا

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:36
برچسب‌ها :
دوست دارم با تو در باران قدم بزنم و تو را که به زلالی باران هستی در کنارم داشته باشم دوست دارم تو را که سرسبز ترین خاطره ذهنم هستی.برای همیشه چون ترانه های کودکی ام زمزمه کنم.دوست دارم فقط تو را از خدا آرزو کنم. فقط تو را مادر

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:13

father glanced at his wallet and then looked hard at his wife and son ' that boy has taken some

 money he said:how can you be so sure ?i might have done i t replied his wife father shook his head

and said no you didnt.there is some money left.

پدر به کیف پولش نگاه کرد و سپس به زن و پسرش خیره شد و گفت: آن پسر از کیف من مقداری پول

برداشته. زنش جواب داد: چطور میتوانی اینقدر مطمئن باشی؟ ممکن است من این کار را کرده باشم.  پدر

سرش را تکان داد و گفت: نه تو این کار را نکردی.چون مقداری پول در کیف مانده.

 

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:13
به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست به دنبالش نگرد خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست خدا در قلبی است که برای تو می تپد خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد خدا آنجاست در جمع عزیزترینهایت خدا در دستی است که به یاری می گیری در قلبی است که شاد می کنی در لبخندی است که به لب می نشانی خدا در بتکده و مسجد نیست گشتنت زمان را هدر می دهد خدا در عطر خوش نان است خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن خدا آنجا نیست
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:13
ای مادر

ای مادر عزیز، تو بهترین گل واژه هستی؛ تو غزل لطیف روزگاری؛ تو دیوان محبت هایی؛ تو سرود جویباری؛ تو اقیانوس عشقی؛ تو دفتر رنج های نامکتوبی. اکنون که من از تو هستی یافته ام جانم فدایت باد!

نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:12
عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری 

تا به حالا نوبت ما بود و حالا دیگری

گفته بودی که مرا وقت سفر باید شناخت

عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری

هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد

با که حالا سر بگیرند این غزل ها؟دیگری؟

رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان

پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری

من که نفرینت نکردم روزی اما

میدهد پاسخ  کار تو را حالا خدا   یا   دیگری !

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:12
اگر در زندگي به ناگاه يکي از سيم هاي سازت پاره شد آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشت...

 

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:11
خداوندا
روزی که نا امیدیم دستمان را می گیری
روزی که خسته ایم آرامش نثارمان می کنی
روزی که غصه داریم به ما شادی می بخشی
روزی که شادیم به ما عشق می ورزی
روزی که عبادت می کنیم به ما افتخار می کنی
روزی که جسارت می کنیم به ما احتیاط می بخشی
و روزی که از دنیا می رویم تمام عمرمان را در دستانمان می گذاری
تا بفهمیم:در مقابل بخشش هایت چیزی نبخشیدیم
نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:11
وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند ، یک زندگی به پایان می رسد.

وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می شکند ، یک زندگی آغاز می شود.

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود.

نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:11
کودکی با خود اندیشه کرد که خدا چه میخورد؟ چه میپوشد؟ وخانه اش کجاست؟

ندا آمد که خدا: غم بندگانش را میخورد.عیب و گناهان انان را میپوشد

و در قلب شکسته آنان خانه دارد.

 

 

 

 

نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:11
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها